سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
65
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
ساختهاند كه تماماً از احجار فرش شدهاند . وسط خيابان را به جهت درشكه سنگفرش كردهاند و دو طرف آن را به جهت عبور پياده ، سنگهاى بزرگ و كوچك گستردهاند و درختهاى اقاقيا نيز كه همه به يك قد و يك اندازه است در دو حاشيهء وسط خيابان غرس نمودهاند و هميشه سبز و خرم است . و از دو سمت خيابان هم طبقات عمارات است كه با نهايت تنقيح ساختهاند و چراغگاز هم در تمام خيابانها در دو طرف نصب كردهاند كه شبها روشن مىشود و بسيار باصفا است و مجسمههاى خوب نيز در بعضى خيابانها گذاردهاند كه خيلى خوش وضع است و عمارات و ابنيهء عاليه و باغات و مهمانخانهها و تماشاخانهها نيز در اين شهر است كه بسيار امتياز دارند و خيابانها را چنان پاك و تميز نگاه مىدارند كه به قدر ذرهاى خار و خاشاك ندارند و در تمام شهر فرنگستان شهرى به اين زيبايى ندارد و دويست و پنجاههزار جمعيت دارد و ايرانى در آنجا مقيم نباشد مگر آن كه عبوراً به اين شهر آمده ، چند روزى اقامت كرده بروند . چهارشنبه بيست و سيم ، حاكم ادِسا كه منصب جنرالى داشت به ديدن آمد . صحبتهاى مناسب با او داشتم و به ما تكليف نمود كه به گردش برويم . چون خسته بودم لهذا عذر خواستم . امروز و امشب به استراحمت گذشت . پنجشنبه بيست و چهارم قونسول دولت عثمانى ، پيش از ظهر با لباس رسمى و نشان دولت خودشان آمده ملاقات كرد . زبان فرانسه هم مىدانست . به زبان عثمانى و فرانسه صحبتها كرد و بعد از نيم ساعت رفت . امروز به خيان گردش افتاده با قونسول ميزبان خودمان به يكى از باغات رفتيم . مجسمههاى خوب در بعضى خيابانها ملاحظه نموديم و اسباب اطفاء حريف را كه در فرنگستان معمول است تماشا نموديم و بعد از تفرّج راه منزل پيموديم . جمعه بيست و پنجم تلگرافى از جناب معينالملك رسيد كه اعليحضرت سلطان ، عمارت كوك صو را براى پذيرايى ما معين فرمودهاند . منيفپاشا را با تشريفاتچىباشى تا به ساحل بُسْفور به استقبال فرستادهاند . جوابى تشكرآميز نوشته از حركت خود اطلاع دادم كه فردا از ادسا حركت كرده پسفردا وارد بوغاز اسلامبول خواهم شد . در اين بين ، ناظر مهام خارجهء دولت عثمانى كه مقيم ادسا است آمده اذن ملاقات خواست . پس از